دو ثلث آن پشتونها ويک در سه قسمت آن تاجکها اند. باوجوديکه  اقوام ديگر مانند ازبکها، هزاره ها، ترکمنها و غير پشتونها نقش مهمی را دارا اند اما گروه های قومی پشتون و تاجک وضعيت سياسی کشور را تعين ميکنند.
 
از لحاظ تاريخی، تاجکها در جريان گذاراز زنده گی باديه نشينی به شيوه زنده گی مسکونی  و پشتونها در جريان زنده گی مسکونی- کوچی به عنوان خلق يا گروه ا تنيکی تشکل يافتند. ازينروسمتگيری محلی يکی از آنهاخيلی گسترده تر ازديگری است، با وجود آنکه تاجکها از لحاظ اجتماعی و اقتصادی رشد يافته تر اند. درينجا فقط اهالی مناطق کوهی يعنی پنجشير و بدخشان مستثنا اند. روند ها وجريانهای داخلی پشتونها و تاجکهای خارج از مرزهای افغانستان بر  وضعيت سياسی اين کشور بگونه غير مستقيم تاثير مياندازند. طوريکه معلوم است در پاکستان همسايه تعداد پشتونها بيشتر از افغانستان اند ودر کشورهای همجوار آسيای ميانه بهمان اندازه تاجکها زيست ميکنند.

تا دهه 80 ميلادی ، نفوس پشتونها تقريبا معادل نفوس تمام اهالی غير پشتون بود. تاجکها در خارج افغانستان دولت مستقل خود را نداشتند. اين نکته نيز به نقش و مقام مسلط پشتونهای افغانستان مساعدت کرد. پر نفوس بودن پشتونها وتوان بسيج سازی و سمتدهی آنها در مسايل سراسری اجتماعی، نقش آنهارا به عنوان نيروی  وحدت ساز جامعه پرازنده ساخت. زمانی هم ، دوبار قدرت بدست تاجکها رسيد که در نتيجه آن افغانستان به نواحی متعدد منقسم گرديد. اين رويداد ها در اواخر دهه 20   و اواسط دهه 90  ميلادی اتفاق افتادند. بارنخست ،  در کابل ياغی سابق مشهور به " بچه سقابه پادشاهی رسيد و باردوم حاکميت بدست تاجکهای پنجشير و بدخشان افتاد.ياغی ويا رهزن بودن اميرحبيب الله کلکانی از ديدگای عده بيشمار روشنفکران افغان مشکوک است  
عليرغم تقابل آشکار پشتونها و تاجکها در راس حاکميت درمجموع  آنها دارای روابط  خصمانه نبوده اند. اين بدان علت است که در افغانستان مناسبات خويشاوندی طايفوی و قبيله يي از تاثيرات بسزايي برخوردار است. اين روابط  در مقايسه با روابط بين القومی   حايز اهميت بيشتر اند. پشتونهايکه مايل به ايجاد حاکميت مرکزی بودند نه بر طوايف پراگنده خود بلکه بر تاجکانيکه عملا به قلمرو واحد سياسی و اقتصادی   متمايل بودند، اتکا کردند. ازينرو پايتخت افغانستان از قندهار پشتون نشين به کابل تاجک نشين انتقال يافت. در عين حال، تاجکهای پنجشير و بدخشان با آن نيروهای پشتون و غير پشتون متحد شدند که مخالف ايجاد حاکميت نيرومند مرکزی بودند.
درگذشته ، پشتونها  نقش رهبری کننده خود را به اين دليل ازدست دادند که در جامعه افغانی  قدرت به آن نيروهای پشتون منتقل گرديد که هواخوای دگرگونيهای قاطع  بودند.اولين رويداد درين راستا ظهور جوانان افغان طرفداران نوسازی به رهبری امير امان الله ورويداد دوم حاکميت کمونيستهای افغان بود. هسته اساسی آنها نيز پشتونها بودند. آنها در جريان تلاش برای دگرگونسازی جامعه افغانی بگونه مستقيم به حضور نظامی شوروی اتکا کردند. آنها بخش اعظم پشتونها و غير پشتونها را از خود دور ساختند. رهبران تاجک که بعد ازآنها به قدرت رسيدند ، نتوانستند کشور را متحد سازند.
وضعيت نا هنجار احيای نقش رهبری کننده پشتونها را مطرح ميساخت. اين وظيفه را در مورد نخست ، قطعات اقوام پشتون که بدورمحمد نادر وزير حربيه امان الله متحد شده بودند اجرا کردند ودر مورد دوم جنبش پشتون تبار طالبان  که 90 در صد خاک کشور را تحت تسلط داشتند انجام دادند. پنجشير وبدخشان تنها نقاطی بودند که در خارج از محيطه حاکميت آنها قرار داشتند. اينبار استقرار دوباره نقش رهبری کننده پشتونها زمان خيلی زيادی را احتوا کرد. برهم خوردن مناسبات کهنه ، افزايش نفوس غير پشتونها به علت مهاجرت به کشور همسايه پاکستان ، ظهور دول مستقل جديد در آسيای ميانه اتحاد شوروی سابق از جمله تاجکستان احيای موقف مسلط پشتونها را بگونه جدی دچار اشکال ساخت.
علاوه بران طالبان که عملا نيروی حاکم در افغانستان بودند  از طرف جامعه جهانی برسميت شناخته نشدند. نیروهای پنجشير وبدخشانکه ازنفوس تاجکهاتشکل داده میشد همچنان ازبکهاومنسجم شدن هزاره های حزب وحدت در هنگام پيروزی بر کمونيستهاازين حمايت جهانی  برخوردار بودند.
در نتيجه مداخله گسترده امريکا رژیم طالبها که بوسيله تروريزم جهانی تقويت ميشد  سقوط کرد. مهره های اساسی حاکميت بدست تاجکهای پنجشير رسيد. واشنگتن بر پايه شناخت نقش پشتونها در افغانستان، پشتونی را به عنوان رييس جمهور انتصاب کرد. اين امر بخودی خود معادل احيای نقش رهبری کننده پشتونها نيست. در مجموع در افغانستان وضعيت کاملا جالبی شکل گرفته است. رييس جمهور پشتون ناگزير به همزيستی و سازش با قدرت تاجکهای پنجشير است.
 در سالهای بعد بمشاهده خواهد رسيد که آيا اين ترتيب تازه موجب ايجاد قدرت مرکزی که برای افغانستان خيلی ضروريست، ميشود وآيا بدينوسيله امکان تعويض نقش عنعنوی پشتونها ممکن ميگردد ..