ازچندی قبل بدینسو  در منطقه سوات واطراف آن درپاکستان جنگهای شدیدی میان طالبان پاکستانی وقوت های اردوی دولتی پاکستان جریان دارد . این منطقه زیبا وسیعاتخریب شده واکثریت قریب به اتفاق باشندگان آن که ذرایع غیردولتی تعداد آنهارا سه میلیون نفر تخمین میزنند . اواره وبی خانمان گشته اند بروز این وضعیت اولین ثمره برجسته استراتیژی جدید دولت امریکادرقبال پاکستان است .                بنظرمیرسد که جنگ جاری درسوات واطراف آن دیگرهمانند جنگ های قبلی قوت های نظامی اردوی پاکستان در مناطق قبایلی که دراین یادرآن حد دارای جنبه های نمایشی بوده اند نیست ویک جنگ واقعی کوبنده به اشتراک قوت های هوایی زرهی توپخانه وپیاده است که منظماوبصورت مستمر ادامه یافته وهدف آن نیز پاکسازی کامل طالبان از منطقه اعلام گردیده است .                                                      اینکه اردوی دولتی پاکستان سرانجام ناچارشد دست بجنگ واقعی همه جانبه علیه طالبان پاکستانی بزند ناشی ازسه عامل میباشد ۱ ظاهرا یکی ازعوامل مهیم مبدل شدن طالبان به یک تهدید سرتاسری برای حاکمیت دولتی در پاکستان بوده است . پس ازمعاهده میان حکومت ایالتی وطالبان سوات که در واقع منطقه به طالبان سپرده شد طالبان درصددبرآمدند که ساحه تحت نفوس شانرا گسترش دهند ومناطق اطراف سوات را نیزتحت کانترول بگیرند . پس ازتصرف منطقه بونیر توسط طالبان که یک منطقه نزدیک به اسلام آباد است چنین وانمود شد که گویا طالبان مستقیمااسلام آبادرا درمعرض تهدیدقرارداده ووضعیتی شبیه به وضعیت ایجاد شده زمان غایله لال مسجید اسلام آباد به وجود آورده اند . ۲  همزمان با افزایش قوت های نظامی امریکا یی در افغانستان مقامات دولتی نظامی وملکی پاکستان به این صرافت رسیدند که این قوت ها دیگر عملا میتوانند در موقعیتی قراربگیرند که نقشه گسترش جنگ درپاکستان راخودودرسطح نسبتاوسیعی مورد اجراقراردهند آنهادریافتند که دیگرتهدیدات امریکایی هامبنی براینکه یاقوت های نظامی پاکستان خود قاطعانه وبصورت گسترده علیه طالبان اقدام نمایند ویاآنها خوددست به اقدام خواهندزد . ازین لحاظ درواقع شرایطی شبیه به شرایط وزمان آغازحمله امریکایی هابه افغانستان برای دولت پاکستان بوجود آمد . درآن موقع دولت پاکستان که یکی از حامیان علنی امارات اسلامی طالبان بود آن امارات رابه رسمیت شناخته بود ازحمایت طالبان دست کشید وبه یکی ازمتحدین منطقه ای کارزار تجاوز کارانه امپریالست های امریکایی مبدل شد . عامل عمده این چرخش سریع یکصدوهشتاددرجه ای دولت پاکستان تهدیدامپریالست های امریکایی مبنی برحمله وسیع هوای وراکتی برپاکستان وتخریب کامل این کشور درصورت عدم همراهی دولت پاکستان باجنگ تجاوزکارانه آنها برافغانستان بود . درشرایطی فعلی نیز دولت پاکستان ترجیح داد وخوددست به اقدام نظامی جدی ووسیع علیه طالبان بزندتاازیک جانب زمینه ای برای اقدام مستقیم قوت های امریکایی درداخل پاکستان بوجود نیاید وازجانب دیگر زمینه برای استفاده وسیع تر وبهتر کمک های نظامی وغیرنظامی امریکافراهم گردد . درواقع هم اکنون نیز میتوان همین عامل رابه مثابه عامل عمده تشدید وگسترش جنگ درپاکستان به حساب آورد .ازین دیدگاه جنگ سوات واطراف آن تطبیق مشخص نقشه امریکایی گسترش جنگ درپاکستان است که توسط قوای نظامی دولتی پاکستان عملی میگردد  .  ۳  بخش مهیمی ازمخارج ماشین دولتی پاکستان اززمان آغاز تجاوزامپریالیست های امریکایی ومتحدینش برافغانستان تاحال ازطریق کمک  های نظامی وغیرنظامی امریکابه پاکستان درادای همراهی دولت پاکستان باکارزار امریکایی تجاوزگری واشغال تامین میگردد .  درشرایطی که کل اقتصاد پاکستان با مشکلات عدیده مواجه است ودولت پاکستان نیزبابحران مالی دست وپنجه نرم مینماید تزریق کمک های مالی وامریکابراین بدن مریض به عاملی مبدل شده است که بدون آن بحران جاری اگربرای دولت پاکستان کشانده نشود لااقل شدیداخطرناک خواهد بود اقتصاد نیمه مستعمراتی پاکستان بااین رشوه گیری اقتصادی میزان گردیده وبدون آن توازنش را دراین یا آن حد ازدست خواهد داد چنانچه موافقت نامه سوات میان حکومت ایالتی طالبان که مورد توافق حکومت مرکزی پاکستان نیزقرارگرفته بود به قوت خود باقی میماندقویااین خطروجودداشت که دولت پاکستان ازدریافت سیروم امریکایی محروم گردد . پس از امضای موافقت نامه سوات میان طالبان پاکستانی و حکومت ایالتی پشتونخواه صوبه سرحد و توافق حکومت مرکزی باآن تقریبا تمامی سردمداران امریکا و اروپابااین موافقت نامه مخالفت کردند و خواهان الغای آن گشتند در واقع حکومت پاکستان قویادرصدد بود که موافقت نامه مذکور از میان برود پیشروی طالبان بطرف بونیرونقض آشکار موافقت نامه سوات از طرف آنها چیزی بود که حکومت مرکزی و اردوی پاکستان آرزویش را داشتند تابا توسل به آن جنگ را شروع نمایند . از این نظر جنگی را که اردوی پاکستان در سوات و مناطق اطراف آن پیش میبرد همان جنگ امریکایی است که پیش برد آنرا اردوی پاکستان تیکه کرده است جذب کمک برای آوارگان جنگ خود به زمینه مساعددیگری برای استفاده جویی هایی میلیونی مقامات دولتی مسول تنظیم این کمک ها مبدل گردیده است تنها امریکایی ها تاحال ۳۱۰ میلیون دالرکمک وعده داده است سایر قدرت های امپریالیستی نیز تهیه کمک هایی هنگفتی رامتعهد شده انداین در حالیست که نخست وزیرپاکستان اعلام کرده است که پاکستان به ۸۰۰میلیون دالر کمک برای آوارگان جنگ نیاز داردومقدارکمکهای وعده داده شده بسیار ناکافی است . آوارگی جنگ سوات در وضعیت بسیار بدونامساعدی قراردارند روی همرفته در حدود ۳۵۰میلیون نفر آنها در خیمه بستی های مخصوص آوارگان راجستر شده اند درحالیکه درحدود ۵۰۰هزارنفر دیگرآنها درتمامی نقاط پاکستان پراکنده گردیده اند . روی آوری تعداد زیادی ازاین آوارگان بطرف شهرکراچی بصورت غیرمنتظره ای حساسیت های ملیتی درمیان سندی ها راتشدید کرده و به گروههای محلی ناسیونالیست سندی فرصت داده است که علیه سرازیر شدن تعداد زیاد پشتون ها در سند اقداماتی را رویدست گرفته و یا تحریک روحیات ناسیونالیستی سندی به بسیج توده برای شان دست بزنند . اردوی پاکستان اعلام کرده است که نیروهایش تازمان سرکوب کامل طالبان درسوات این منطقه راترک نخواهد گفت وبر علاوه جنگ درسایرمناطق صوبه پشتونخواه . صوبه سرحدومناطق قبایلی پشتون نشین سرحدی را نیزتشدیدخواهدکرد . هم اکنون سلسله درگیری هادروزیرستان ازهردوطرف تشدیدگردیده وبرعلاوه دامنه درگیری هادرشکل حملات نظامی بالای مناطق وهمچنان عملیات های انتحاری وگروگان گیری به لاهور . پیشاوروسایرمناطق نیزرسیده است . به این ترتیب جنگ شدیدوگسترده واقعی درپاکستان درگرفته است اردوی پاکستان وحکومت تحت رهبری حزب نصرالله بابرزمانی بنابه فرمایش امپریالیست های امریکایی و انگلیسی و مساعدت های سلاطین وشیوخ عرب منطقه خلیج درسازماندهی مستقیم طالبان نقش عمده ای بازی نمودوهمه باهم این بلای سیاسی و نظامی رابجان افغانستان و مردمان آن انداختندبلای که سرانجام بجان پاکستان ومردمان آن نیزافتاداکنون اردووحکومت یکباردیگربنابه فرمایش همان مراجع ومنابع قبلی درداخل خودپاکستان به سرکوب کسانی دست وآستین بالازده اندکه جنرال متقاعدآنهارافرزندان من میخواند . جنگ میان پدروفرزندانش به کجاخواهدکشیدوچه نتیجه خواهدداشت ؟ اولاتاآنجایی که به توده های پاکستانی مربوط است . آوارگی آنهادرجریان این خانه جنگی خانمانسوزوسیع تروگسترده ترازآوارگی های جنگ های گذشته میان هندوپاکستان است . اکنون روی همرفته درحدودچهارمیلیون نفرآواره جنگی ازمناطق سوات . باجور ووزیرستان وغیره درپاکستان وجوددارنداین چنین آوارگی گسترده فقط درزمان تجزیه هندبه هندوستان و پاکستان والبته بامحاسبه آوارگان هردوطرف به وجودآمده بودمردمان پاکستان بخصوص توده های پشتون دراین کشور قربانیان اصلی این جنگ پدروفرزندان عاق شده اش هستند .                                                               ثانیا هدف ازجنگ گسترده آغازشده درپاکستان این است که باسرکوب طالبان پاکستانی مقاومت اسلامی درافغانستان درفاقدپشتگاه بسازند وزمینه رابرای تسلیمی بخش های بزرگی از طالبان وسایربخش های مقاومت اسلامی به اشغالگران رژیم دست نشانده ازطریق مذاکرات فراهم سازند . حکومت واردوی پاکستان باکسب این اطمینان ویالااقل این امیدواری که دراین مذاکرات سهمی ازقدرت درافغانستان به طالبان وهم قماشان دیگرشان داده خواهدشداین جنگ راآغاز کرده انداینکه ازیک جانب عنصری مهمی ازاستراتیژی جدیدامریکا درقبال افغانستان مذاکرات باطالبان وسایراسلامیست های مخالف مسلح عنوان میگردد وازجانب دیگرمذاکرات مجوزه میان نمایندگان رژیم وطالبان درامارات متحده عربی توسط وزیردفاع امریکا باطرح این مسله که فعلا بخاطرسنگین بودن وزنه طالبان پیشبردمذاکرات به نفع مانیست حاکی ازاین است که اشغالگران بخصوص امپریالیست های امریکایی منتظرنتایج ملموس جنگ درپاکستان وافزایش قوای خودشان درافغانستان هستند .                                                                     تجارب هفت سال گزشته نشان داده است که انتظارات امپریالیستهای اشغالگرازنتایج اقدامات شان میتواندبرآورده نشود واین اقدامات آنهابیشترازپیش درمنجلاب مشکلات گرفتارسازد . این احتمال وجوددارد که اقدامات وسیع گسترده اردوی پاکستان علیه طالبان پاکستانی بجای ایجاد محدودیت برای طالبان افغانستان زمینه وسیعی برای سربازگیری آنهاازداخل پاکستان بوجودبیاورندحداقل بخش های ازاردوی پاکستان جنگ جاری رابخاطر پیش میبرند که طالبان پاکستانی را بطرف افغانستان برانند . بعضی ازمبصرین سیاسی پاکستانی که افسران متقاعد عالیرتبه اردوی پاکستان هستند آشکارازاین حرف میزنند که پاکستان جای مناسب طالبان نیست یعنی یعنی اینکه این جای مناسب افغانستان است . درواقع ملاعمر امیرالالمومنین طالبان افغانستان آشکارطالب تمرکز جهاد درافغانستان است وجنگ طالبان پاکستانی بااردوی اسلامی پاکستان برای جهاد علیه کفاراشغالگردرافغانستان مضرارزیابی مینماید ااوبارها طالب آنشده است که طالبان پاکستانی جنگ درپاکستان رامتوقف بسازندوبرای پیشبرد جهاد به افغانستان بیایند . طالبان پاکستانیبدلیل تشتت ذاتی ناشی ازبافت قبیله ای رهبریت ها صفوف شاننتوانسته اند بهیک تحریک متحد مرکزیت وهماهنگ مبدل شوند آنها عمدتا درمیان پشتونهای پاکستانی پایه دارند که مجموعا فیصدی کوچکی  ازمجموع نفوس پاکستان راتشکیل میدهند . درپاکستان ازیکطرف قوتهای نظامی اشغالگر خارجی روی صحنه نیستندوازجانب دیگراردوی پاکستان یک اردوی مجهز . مسلح . جنگ دیده و کثیرالعده است بنابراین مناطق طالبان پاکستانی می توانند ازهرجهت مناطق پشت جبهه ای خوبی برای طالبان افغانستانی باشند ولی نمی توانندمناطق پایگاهی مناسبی برای جهاد بخاطرتشکیل امارات اسلامی درسراسر پاکستان تلقی گردند .                     باتوجه به تمامی این مطالب این احتمال قویاوجوددارد که تمامی طرف های درگیردرجنگ های جاری افغانستان و پاکستان سرانجام عملا تصمیم بگیرند که فعالیت های جنگی شانرادرافغانستان متمرکزسازنددرچنین صورتی تشدید وگسترش جدی جنگ درافغانستان رابایدانتظارداشت . نشانه های این وضعیت ازهم اکنون هویداومشخص گردیده است ...   عوض رحیمی   ۱۴فبروری ۲۰۱۰