ســــرمـــایــــــداری وفســاددرجــامـعــه

سلام دوستان محترم وعزیزان بازدید کننده وبلاگ پیام آزادی امید که سر حال وسر بلند باشید درهرسرزمین که قرار دارید مارا درزمینه انتقادات وپیشنهادات ارزنده یاری دهید  گرچندنویشته ها ومقالاتی ازطرف دوستان پیرامون موضوعات مختلف زیادی به نشر رسیده است اماتا هنوزازهیچ منابعی نخواندیم ونشنیدیم که آیا پول یا سرمایداری درجامعه از چه نسب ومفادات برخوردار هست ویا درچه رویشی استفاده خواهد شد علاوه برآنکه انسانهارابه گمراهه میکشاند که دراینجا به عنوان مثال به چند جمله ازگفتارهای شریعتی توجه نماید   .

من سرمایه‌داری را در هر شکلش ربا می‌دانم سوسیالیسم جامعه‌ای طبقه‌ای می‌سازد پس از نقل چند آیه می‌پرسد: آیا اینها نفی مطلق مالکیت خصوصی بر منابع تولید یا سرمایه نیست ؟ تشیع از آغاز اسلام  با تکیه بر عدالت و ولایت و امامت علی که نمونه‌ی برابری و مظهر خصومت آشتی ناپزیر با قدرت طلبی و سرمایه‌داری و بهره کشی و ظلم و جوهر ناب تقوای انسانی و اقتصادی و عدل قاطع و خشن و دفاع از طبقات مظلوم و ملتهای محروم در نظام خلافت اسلامی است نماینده‌ی اسلام انقلابی و مردمی و ضد طبقاتی بود و اسلام که پس از پیامبر گرایش به راست را آغاز کرد

روح بورژوازی چیست؟...باید...بورژوازی را به صورت یک طبقه کثیف متعفن وپول پرست و ... مطرح کنم بورژوا آدم بد و پستی است اکنون، سوال اساسی این است که شما اگر فردا رهبری یک جامعه را به دست گرفتید تا یک جامعه‌ی انقلابی بر اساس این جهان‌بینی و این ایدیولوژی بیافریند با این سرمایه‌ها چه می‌کنید، با سرمایه‌داران چگونه رفتار می‌کنید؟ برای طبقه‌ی کارگر و دهقان چه ارمغانی بالاتر از مارکسیسم دارید؟ آیا سرمایه‌داران رباخوار، متقلب، وابسته به استعمار، فاسد، بهایی مال مردم خور را به دست عدالت انقلابی می‌سپارید اما سرمایه‌دارانی را که ربا نمی‌خورند، تقلب نمی‌کنند ملی‌اند صالح‌اند، مسلمان نمازخوان وجوهات بده‌اند و مال کسی را نه تنها نخورده اند که خیرات و مبرات و حسنات هم کرده‌اند که متسفانه این نیرواولاوجودندارند یااگرهم هستندکه خیلی کم نگاه می‌دارید و تشویق و تاید و تقویت می‌کنید، طبقه کارگر را  به عنوان طبقه‌ای که نیروی کارش را به سرمایه‌دار می‌فروشد تا زنده بماند حفظ می‌کنید و تنها می‌کوشید که هر چه بیشتر از خدمات رفاهی و بهداشتی و مزد بیشتر برخوردار شوند یا آنها را زندان طبقاتی خود رها می‌کنیداین طبقه‌ی بورژوازی متوسط است که وحشتناک و هیچ است و اعتقاد و بی اعتقادیش هر دو مساوی است.می‌دانید بدبختی دین اسلام از چیست؟ از آنجا است که این طبقه به وجود آمد و دین وابسته شد و رابطه‌ای بین حوزه و بازار پیدا شد.اگر اسلام بتواند روزی از این رابطه‌ی کثیف نجات پیدا کند، برای همیشه رهبری بشر را به عهده می گیرد و اگر این رابطه بماند، دیگر اسلام رفته است آدم چهار پولی دین‌اش ارزش ندارد، دین‌اش دین منفور و دین کثافت است، و اصولاً اعتقاداتش نجاست است، پست است. او آدم پست که است در چشم ما، بورژوازی پلید است، نه تنها نابود می‌شود، که باید نابودش کرد... بورژوازی انسان‌ها را به گرگ خونخوار بدل می‌کند یا به روباه مکار و یا موش سکه پرست و اکثریت خلق را گله‌ای میش می‌سازد که باید پوزه در خاک بچرند تا پشمشان را بچینند و شیرشان را بدوشند و پوستشان کنند... سوسیالیسم انسان را از بندگی اقتصادی در نظام سرمایه‌داری و زندان مالکیت استثماری و منجلاب بورژوازی، آزاد می‌کند و روح پست سودجویی فردی و افزون‌طلبی مادی را که جنون پول پرستی و قدرت ستایی و هیستری رقابت و فریبکاری و بهره کشی و سکه اندوزی و خودپرستی و اشرافیت طبقاتی زاده‌ی آنست، ریشه کن می‌سازد...با سرمایه‌داری دشمنیم و از انسان بورژوازی نفرت داریم سرمایه‌داری صنعتی ... همچون سیلی کثیف عالم گیر می‌شودکه درمرحله اول باید به روی افراد فقیر جامعه بخورند وهمیشه کوشیش خودرا میکنند افراد وابسته به آنرانه زنده نگهدارندونه بمیرانند زیرا ازش احتیاج هستند واین افراد هم خدایش .ستایشش . ایمان . پیکره وجودش وجدانش وهمه تمایلات زندگی اش فقط آن بادار احمق شان هست که فکر میکند اگرخدای نخواسته این بادارش غلامش رااز کار رها کنند دیگرراهی برای زندگی کردند ندارد . اما آنچه که ازین افرادفاسد درجامعه به ارمغان میاورد چه آست ؟ بیشترین صدمه وضربه را به که میزند؟ به آنانیکه وابسته بوده است

بهـــــره کشـــــی ازفـــقــــــر

هنوز دیرزمانی از به دست آمدن امكان پیوند اعضای انسان نگذشته بود كه اهدا، خرید، فروش ، تجارت و... رفته رفته به مساله جهانی در خصوص اعضای بدن انسان تبدیل شدبه موازات آن، تلاش برای جلوگیری از رواج این نوع نگاه كه انسانها را ابزار و منبعی برای به دست آوردن اعضای یدكی و تجارت آن می دیدآغاز شد. با این وجود و به رغم افزایش این تجارت سیاه هنوز پاسخ روشنی به این مسایل داده نشده است. این مطلب نگاهی دارد به مسایل مربوط به اهدا وخرید و فروش اعضای بدن انسان و رویكرد چند سازمان فعال در این زمینه نسبت به این موضوع .

خرید و فروش اعضای بدن انسان از بعد اخلاقی و معنوی نكوهیده است.آیا دلیلی برای قانونمند بودن تجارت كلیه وجوددارد؟
انجمنهای پزشكی و گروههای حقوق بشر در سراسر دنیا خرید و فروش اعضای بدن انسان را محكوم كرده اند. طبق اعلامیه سازمان بهداشت جهانی تجارت كردن اعضای بدن انسان تجاوز به شرافت و حقوق بشر است درسال ۱۹۹۱ اعلامیه راهنمای پیوند اعضای انسان سازمان بهداشت جهانی حاكی از افزایش حجم معاملات اعضای انسانی بود برهمین اساس دستورالعملی از سوی سازمان بهداشت جهانی به این شرح انتشار یافت:
بدن انسان و اعضای آن قابل خرید وفروش نیست و نمی تواند مورد معاملات تجاری قرار گیرد طبق این دستورالعمل پرداخت و دریافت هرگونه وجهی شامل غرامت یا پاداش در ازای اعضای بدن انسان باید ممنوع شود. انجمن پزشكی جهانی (WMA) یك سازمان بین المللی است كه اطلاعات لازم را به پزشكان و انجمن های مربوطه بیش از ۷۰ كشور جهان ارائه می كنند. دستور این سازمان كاركردن پزشكان با بالاترین استانداردهای اخلاقی ممكن ومراقبت دایمی توسط آنها است. این انجمن طی سی و هفتمین اجلاس پزشكی جهانی كه اوایل اكتبر ۱۹۸۵ در بروكسل تشكیل شد خرید و فروش اعضای انسان را محكوم و عنوان كرد كه دولت ها باید قوانین موثری به منظور جلوگیری از استفاده تجاری اندامهای انسانی به كار برند. در اكتبر ۲۰۰۰ طی بیست و پنجمین اجلاس عمومی سازمان پزشكی جهانی (WMA)اعلامیه مفصل ودقیقی را در مورد اهدا و پیوند اندامهای انسانی منتشر كرد كه شامل بخشهای مختلفی از قبیل تعهد اخلاقی حرفه ای پزشكان، ارزشها، حصول اندام ها و بافت ها با توجه به جنبه های اجتماعی در سطوح خصوصی و سازمانی حقیقی و حقوقی آزادی و اختیار برای اهدای عضو است در اعلامیه این سازمان در مورد زندگی اهداكنندگان بر تلاشهای خاص برای حصول اطمینان از این كه اهدا از روی اختیار و بدون اجبار و تهدید است تاكید شده است انگیزه های مالی برای تهیه و به دست آوردن اندام ها و بافت ها برای اهدا می تواند حالت اجبار وفشار داشته باشد و بنابراین باید ممنوع شود. پرداخت وجه در ازای اندام ها و بافت ها به منظور اهدا و پیوند باید قدغن شود. یك انگیزه مالی، اهدای داوطلبانه را تحت الشعاع قرار می دهد و آن را تضعیف می كند. به علاوه با توجه به هزینه های معالجات پزشكی، اهدای رایگان منصفانه نیست. بعد از گذشت دو دهه انجمن پیوند از طریق كمیته اخلاقی مخالفت خود را با پرداخت وجه به ازای اهدای عضو بیان كرد اعضای بدن انسان باید به طور آزادانه اهدا شوند بدون هیچ سود مالی و تجاری همچنین انجمن جراحان پیوند اعضای آمریكااروپاكانادا و بریتانیا تجارت اعضای انسانی را محكوم كردند. این فقط یك مرحله است. در هر حال بیشتر بودن میزان تقاضا برای پیوند كلیه سالم نسبت به عرضه آن یك بحث بین المللی در مورد كنار گذاشتن ارزشهای اخلاقی و قانونی این كار مطرح كرده است. افزایش مسافرتهای پزشكی برای انجام جراحی پیوند عضو تفاوت های قبلی بین شمال و جنوب و دارا و ندار را شدیدتر كرده است.
به طور كلی روند پیوند اندام و بافت و قسمتهای بدن دارای یك جریان اصلی است: از جنوب به شمال از كشورهای جهان سوم به كشورهای پیشرفته از فقیر به غنی از سیاه به سفید از زن به مرد تلاش در جهت قیمت گذاری بدن انسان یا اجزای آن موضوع ثروت و یا فقر اهداكننده نیست و مغایر با اظهارنظرهای عمومی است و باعث خدشه دار شدن و تضعیف شرافت انسانی قشرهایی از مردم كه ممكن است مورد بهره برداری اقتصادی قرار گیرند می شود. همانطور كه یك جامعه شناس به نام وی. آوایا اشاره می كند كه: ما حریصانه به بدن یكدیگر به عنوان منبع بالقوه اجزا برای افزایش طول عمرمان چشم دوخته ایم تشویق حسی بشردوستی محرك قدرتمندی برای ترغیب اهدای عضو است. یك جراحی پیوند كلیه كاملاً بی خطر نیست اگرچه یك اهداكننده ممكن است بعد از عمل با مشكلات پزشكی مواجه شود ولی این مشكلات با حس رضایتمندی از خود به خاطر بخشش عضو جبران می شود. یك اهداكننده همچنین لذت بخشش و این موضوع كه كسی از این عمل ایثارگرانه او بسیار بهره مند شده است را درك خواهد كرد. وقتی كه اهداكننده فقط انگیزه مالی دارد قضیه كاملاً برعكس است. به جز زمانی كه یك سیستم قانونی پاداش برای اهدای عضو وجود داشته باشد. دراین روش اهداكنندگان خودشان را فقط به صورت دست فروش می بینند مشكلات پزشكی اهداكنندگان تركیبی از احساسات بی ارزشی است. آنها احساس توهین افسردگی و دلواپسی و تمایلات انتحاری دارند چنین احساساتی باعث تضعیف گسترده ایثارگری به عنوان یك نیروی معنوی و اجتماعی می شود. اغلب برای اثبات اخلاقی بودن تجارت كلیه به مثال پدر جوان تركی كه می خواست برای معالجه دوختر بیمارش كلیه اش را بفروشد استناد می شود. این مورد كه در اوایل دهه ۱۹۹۰ اتفاق افتادتوجه بسیاری را به خود جلب كرد. آیا ما حق داریم كه این مرد را از استقلال و فرصت كمك كردن به دوخترش محروم كنیم؟
حامیان تجارت كلیه این بحث را كه افراد در مورد این كه می خواهند با بدنشان چه كار كنند حق انتخاب و آزادی دارند مطرح می كنند. و اینكه هدف این اختیار از طریق مداخله قانونی تعدی و تجاوز به این آزادی انتخاب محسوب می شود.
با آزادی فروش كلیه به آزادی های كسی اضافه نخواهدشد و قدغن كردن فروش كلیه نیز از آزادی شخصی افراد كم نخواهدكرد. آزادی یا ممنوعیتی كه به شرایط سیاسی اجتماعی و اقتصادی زندگی افراد بستگی دارد حتی آزادی برای اختیارات شخصی نباید ازحدمعینی فراتر رود.
تجارت كلیه سوالات مهمی درمورد مسولیت های اخلاقی پزشكان مطرح می كند. سوالاتی كه در ۲۵سال گذشته دراعلامیه سازمان پزشكان جهانی مطرح شده است.
دكتر سونداز مركز پزشكی Lakeside معتقداست كه تجارت كلیه قانونی یا غیرقانونی ادامه خواهدداشت و معتقداست كه برای جلوگیری از سواستفاده كردن از اقشار آسیب پذیر جامعه قوانینی برای این تجارت تنظیم شود و استانداردها بهبود یابد.
این بحث ها نادیده انگاشتن واقعیتی است كه بسیاری از مردم جهان درآن زندگی می كنند.
دكتر فیلیپ توماس معتقداست كه پیوند كلیه جراحی بسیار ساده است و قانونی كردن این معامله باعث سواستفاده های بسیاری می شود حتی بهترین سیستم تنظیمی نمی تواند واقعیت تجارت اعضا و اجزای انسان را پنهان كند و بنابراین ازنظر اخلاقی و معنوی مذموم و ناپسنداست.
پرداخت وجه بابت اهدای اندام مانع توسعه برنامه های پیوند اعضای اجساد می شود. تعدادی از پزشكان با این موضوع مخالفند و معتقدند كه این ادعای مضحكی است. آنها می گویند اگر این دلیل است پس چرا پیوندهای قلب و كبد بیشتری از جنازه ها صورت نمی گیرد؟ آنان معتقدند كه استفاده از اعضا و اندام های اجساد هنوز جانه افتاده چون مردم هنوزمرگ مغزی و اهدای عضو بعد از مرگ را نپذیرفته اند و وجود موانع اجتماعی برای پیوند عضو بعد ازمرگ كاملاً صحیح است.
درهرحال این موانع و مخالفت ها نمی توانند برای نادیده انگاشتن پیوند از اجساد به حساب آیند در سال ۱۹۹۴ قانونی دراین مورد تهیه شد.
درحالی كه كلیه یك فرد فقیر با قیمت ارزان در دسترس است چرا باید برای كلیه یك جنازه صبركرد؟
این سوالی است كه دوكتور مانی درمقاله اش تحت عنوان یك قانون احمقانه مطرح كرده است.
تصوركنید كه اگر پیوند عضو از اهداكنندگان وجودنداشت چه اتفاقی می افتاد؟ اگر بیماران مجبور بودند كه به دیالیز ادامه دهندبه دولتها برای تصویب پیوند از اجساد فشار می آوردند.
طبق مشاهدات دوكتور فیلیپ توماس پزشكان ICU و جراحان مغز و اعصاب به علت عدم كارایی سیستم پیوند اعضا تمایلی برای تحویل دادن اجساد به این منظور ندارند.
خرید وفروش كلیه جو منفی به وجود آورده و تجاری كردن این امر حتی پیوند از اجساد را نیز زیرسوال برده است.
بحث های جدید در مورد سیستم پرداخت به ازای اهدا قادر به برطرف كردن نتایج و درگیری های اجتماعی و اخلاقی به وجود آمده در این زمینه نیستند.
تجزیه و تحلیل هایی مؤكد این نكته است كه فقر و محرومیت باعث ادامه و استمرار خرید وفروش اندام های انسانی است. ادامه دادن این تجارت نه تنها باعث استمرار فقر و نداری می شود بلكه موجب می شود كه فقرا علاوه بر محرومیت و بدبختی مورداستثمار و بهره كشی نیز قرارگیرند