نقش پشتونهادرافغانستان
باسلام واحترام خدمت همه دوستان وعزیزان که همیشه ازوبلاگ پیام آزادی دیدن مینماید .اینک میپردازیم به چندنکات تاریخی که به دنبال تعرض وجنایات کوچی ها در بیهسودبه نشر میرسید اما قبل ازنشر این مطلب آرزومندم دوستان معذرت مارا بپزیرند . اگرچندکه بازهم دیر نشده تاریخ را درهرزمان میشود به نشررساند اما علت از مشغولیت وگرفتاری خود من بود است . اولا کلیمه افغان خیلی عامیانه نادرست واین پشتونها نه یک نام بلکه چندین نام دارد ونادرست هم است زیرابه خود تاریخ نویسان ویا به قول نویسنده تاریخ معلم عبید
پشتونها ميخوانيم که افغان نام جد بزرگ پشتونهاست که در مصر تولد شده و از خانواده انبياء بنی اسرايل بوده کساني که بعد از يورش بخت نصر بر اورشليم يا بنی اسرايل آن روز به ايران و هند و سپس افغانستان امروز مهاجر شدند بنام افغان ياد ميشدند و همه از يک فاميل بودند که من درين مورد به نویشته آن میپردازم بطور خيلی خلاصه بگويم که افغان يک کلمه است نه معنايش را آريايها ميدانند و نه هم از آريانا منشا گرفته است کسانيکه ادعا کرده اند که از آب گرفته شده و اصل آن اوگان بوده و باز اوغان و سپس افغان شده يا اولا اغوان بوده و يا بگفته هزارگی اوغو اوگانه همه هيچ ريشه علمی و تاريخی ندارد و فقط حدث و قياسهای مورخين و محققينی از نوع همین معلم عبید صافی که مورخين خارجی از چنين منابع استفاده کرده و بر آن افزوده اند البته منظورم از سيستانی شخص خودش نيست در مسائل تاريخی و باستان شناسی نبايد چنين عجولانه و خوشباورانه ابراز عقيده کرد بهترين مرجع برای شناخت کلمه افغان تواريخ معتبر مورخين پشتون است که الحمدلله کمتر هم نيستند و حتی شعرای بزرگشان مانند رحمن بابا و خوشال ختک برين شجره اشعاری سروده اند که معروف است جالب است که برخی ها بنابر جهالت تاريخی و سياسی يا غرض و مرضی از خود تاريخ های سخريه آميزی مينوسند مثلا من خودم درنویشته ازمعلم عبیدصافی خواندم که مردم بومی افغانستان کوچی بوده بخاطر يکه عين زندگی کوچی های امروزين راداشتند بنابرين کوچی ها مردم بومی افغانستان اند و ياگفته بود تاجکها شاخه ای از پشتونها هستند بخاطريکه آنها هم پتو می پوشند و پشتونها هم و چيزهای ازين دست که احتملا بااهداف بخصوص ترويج داده ميشود من حال سوال اینجاست که اگر افغان يک کلمه آريایی و از اغوان گرفته شده است پس نام جد پشتونها چه بود و قبل از اينکه پشتونها بعداز ظهور اسلام لغت و نام و هويت خود را توسط قيس که خود يک کلمه و نام عبری بود و سپس بنام عبدالرشيدش ياد ميکردند تغير دهند به چه نامی ياد ميشدند؟ و اگر افغان از اغوان يا اوگانه يا --- گرفته شده باشد پس چرا تاقرون اخيره مخصوص قبایل و مناطق فقط پشتون نشين بوده حال اینکه ريشه فارسی دری داشته است؟ درين مورد هرقدر بنوسم کم است ولی بهتر است دوستان اشتباهات ديگران را که بنابر جهالت يا نيتی بود تکرار نکرده و عالمانه و از روی مدارک معتبر تاريخی نوشته کنند که جنجالی برجنجال های ديگرما افزوده نشود مانند مباحثی که امروز ميان ترکها و تاجکها در مورد غوريها و ايماق ها مطرح است .
|
دو ثلث آن پشتونها ويک در سه قسمت آن تاجکها اند. باوجوديکه اقوام ديگر مانند ازبکها، هزاره ها، ترکمنها و غير پشتونها نقش مهمی را دارا اند اما گروه های قومی پشتون و تاجک وضعيت سياسی کشور را تعين ميکنند. تا دهه 80 ميلادی ، نفوس پشتونها تقريبا معادل نفوس تمام اهالی غير پشتون بود. تاجکها در خارج افغانستان دولت مستقل خود را نداشتند. اين نکته نيز به نقش و مقام مسلط پشتونهای افغانستان مساعدت کرد. پر نفوس بودن پشتونها وتوان بسيج سازی و سمتدهی آنها در مسايل سراسری اجتماعی، نقش آنهارا به عنوان نيروی وحدت ساز جامعه پرازنده ساخت. زمانی هم ، دوبار قدرت بدست تاجکها رسيد که در نتيجه آن افغانستان به نواحی متعدد منقسم گرديد. اين رويداد ها در اواخر دهه 20 و اواسط دهه 90 ميلادی اتفاق افتادند. بارنخست ، در کابل ياغی سابق مشهور به " بچه سقابه پادشاهی رسيد و باردوم حاکميت بدست تاجکهای پنجشير و بدخشان افتاد.ياغی ويا رهزن بودن اميرحبيب الله کلکانی از ديدگای عده بيشمار روشنفکران افغان مشکوک است
عليرغم تقابل آشکار پشتونها و تاجکها در راس حاکميت درمجموع آنها دارای روابط خصمانه نبوده اند. اين بدان علت است که در افغانستان مناسبات خويشاوندی طايفوی و قبيله يي از تاثيرات بسزايي برخوردار است. اين روابط در مقايسه با روابط بين القومی حايز اهميت بيشتر اند. پشتونهايکه مايل به ايجاد حاکميت مرکزی بودند نه بر طوايف پراگنده خود بلکه بر تاجکانيکه عملا به قلمرو واحد سياسی و اقتصادی متمايل بودند، اتکا کردند. ازينرو پايتخت افغانستان از قندهار پشتون نشين به کابل تاجک نشين انتقال يافت. در عين حال، تاجکهای پنجشير و بدخشان با آن نيروهای پشتون و غير پشتون متحد شدند که مخالف ايجاد حاکميت نيرومند مرکزی بودند.
درگذشته ، پشتونها نقش رهبری کننده خود را به اين دليل ازدست دادند که در جامعه افغانی قدرت به آن نيروهای پشتون منتقل گرديد که هواخوای دگرگونيهای قاطع بودند.اولين رويداد درين راستا ظهور جوانان افغان طرفداران نوسازی به رهبری امير امان الله ورويداد دوم حاکميت کمونيستهای افغان بود. هسته اساسی آنها نيز پشتونها بودند. آنها در جريان تلاش برای دگرگونسازی جامعه افغانی بگونه مستقيم به حضور نظامی شوروی اتکا کردند. آنها بخش اعظم پشتونها و غير پشتونها را از خود دور ساختند. رهبران تاجک که بعد ازآنها به قدرت رسيدند ، نتوانستند کشور را متحد سازند.
وضعيت نا هنجار احيای نقش رهبری کننده پشتونها را مطرح ميساخت. اين وظيفه را در مورد نخست ، قطعات اقوام پشتون که بدورمحمد نادر وزير حربيه امان الله متحد شده بودند اجرا کردند ودر مورد دوم جنبش پشتون تبار طالبان که 90 در صد خاک کشور را تحت تسلط داشتند انجام دادند. پنجشير وبدخشان تنها نقاطی بودند که در خارج از محيطه حاکميت آنها قرار داشتند. اينبار استقرار دوباره نقش رهبری کننده پشتونها زمان خيلی زيادی را احتوا کرد. برهم خوردن مناسبات کهنه ، افزايش نفوس غير پشتونها به علت مهاجرت به کشور همسايه پاکستان ، ظهور دول مستقل جديد در آسيای ميانه اتحاد شوروی سابق از جمله تاجکستان احيای موقف مسلط پشتونها را بگونه جدی دچار اشکال ساخت.
علاوه بران طالبان که عملا نيروی حاکم در افغانستان بودند از طرف جامعه جهانی برسميت شناخته نشدند. نیروهای پنجشير وبدخشانکه ازنفوس تاجکهاتشکل داده میشد همچنان ازبکهاومنسجم شدن هزاره های حزب وحدت در هنگام پيروزی بر کمونيستهاازين حمايت جهانی برخوردار بودند.
در نتيجه مداخله گسترده امريکا رژیم طالبها که بوسيله تروريزم جهانی تقويت ميشد سقوط کرد. مهره های اساسی حاکميت بدست تاجکهای پنجشير رسيد. واشنگتن بر پايه شناخت نقش پشتونها در افغانستان، پشتونی را به عنوان رييس جمهور انتصاب کرد. اين امر بخودی خود معادل احيای نقش رهبری کننده پشتونها نيست. در مجموع در افغانستان وضعيت کاملا جالبی شکل گرفته است. رييس جمهور پشتون ناگزير به همزيستی و سازش با قدرت تاجکهای پنجشير است.
در سالهای بعد بمشاهده خواهد رسيد که آيا اين ترتيب تازه موجب ايجاد قدرت مرکزی که برای افغانستان خيلی ضروريست، ميشود وآيا بدينوسيله امکان تعويض نقش عنعنوی پشتونها ممکن ميگردد .. |
باسلام دوستان عزیز محمد عوض رحیمی هستم مدت 16 سال است وطن عزیزم جاغوری زیبا را از دست داده وازدیدن اقوام محترم ودوستان محروم هستم درعالم فقر ومهاجرت درعربستان سعودی به سر میبرم همه دوستان را به وبلاگ پیام آزادی خوش آمدیدمیگویم وبلاگ پیام آزادی همان طور که ازنامش پیداست نشرکننده و پیام آورصلح وهمبستگی بوده درخدمت شما قراردارد وبلاگ پیام آزادی از ارسال پیامها , گزارشها , ونظرات سازنده شما استقبال مینماید وبلاگ پیام آزادی برخواسته ازدرون طبقه محروم جامعه بوده درد ها ورنجهای مهاجرین ومسافرین ودوستانرا نویشته به نمایش قرار میدهد درباره همکاری وهمیاری دوستان آرزوی ماست تادست بدست هم داده همیشه از دردها ورنجهای که برطبقات محروم جامعه تحمیل شده اگرهم کاردیگری نتوانستم لااقل بافرستادن پیامها وگزارشها توسط همدیگر خواهم توانست چاره بسنجیم که تادر هرزمینه توانسته باشیم همدیگررایاری دهیم مسول وبلاگ پیام آزادی درنظردارد طرزنویسندگی اش پیام آورصلح , اتحاد , آشتی وبرادری بوده وپنجره هاوصفحات این وبلاگ برروی همه دوستان بازبوده در خدمت شما میباشد گرچند در شرایط فعلی که عصرعصری کامپیوتروتکنالوژی هست دوستان ماماشاالله ازهرگوشه وکنار وبلاگ های فراوان درست نموده وهمه اماده متنوع خدمت به جامعه ووطن خویش میباشد . همچنان دوستان فرهنگی مابارهاوبارهاازدردورنج مهاجرین وطن درعرصه های مختلف جامعه صدای همبستگی ووحدت ملی را بلند نموده که ازین وحدت وهم بستگی که گامهای صداقت واستوار برداشته میشود برای هر فرد جامعه ما یک گام به ترقی نزدیک شده والگوی نیک خواهد بود همین طور دوستان که همیشه در زمینه اطلاعات وآگاهی از جاهای مختلف واززندگی طبقات محروم جامعه سخن به میان میاورد شاید هم بتواند اطلاعاطی جمع آوری نموده در اختیار این وبلاگ قرار بدهد مدیریت وبلاگ پیام ازش استقبال نموده وبدون وقفه وبدون سانسورپخش خواهم کرد اماباید هریک ازدوستان شرایط وقوانین وبلاگ را رعایت نموده ومارا یاری رسانند تا ما بتوانیم ازدیدگاها ونظرات ارزنده دوستان استفاده ببریم اگرکه دوستان لطف نماید نظرات شانرا پیرامون موضوعات مختلف وجهت اشتراک به بحث های مفید وارزنده اش بنویسد وباآدرس ایمیل که برای شما مینویسم ارسال نماید ما با درنظرداشت ومقررات مجازی خودما آنرابه اسرع وقت به نشر خواهیم رساند . rahimi2001r@yahoo.com موفق باشید